@مال@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مال پرفروش ترين مال التجاره چوگان مخصوص بازى پال مال گيرنده مال مورد انتقال ... ظروف و مال التجاره مى ... اسب کنار مال بند اشغال مال بازار مال فروشان تقسيم مال کسى که بى ... تير مال بند درشکه و غيره جاده مال رو حرص و آز براى به دست آوردن مال حق تصرف مال يا ملکى تا ... خريدار مال دزدى خشت مال زير پا لگد مال کردن زير پالگد مال شده سينه مال رفت سينه مال رفتن سينه مال رونده شن مال يا ريگ مال کردن ضبط مال ديگرى فاقد حس بينش و مال انديشى فروش مال التجاره حريق زده لته مال لجن مال واژه هاى شامل مال ـ (65) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}