@مال@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مال پرفروش ترين مال التجاره چوگان مخصوص بازى پال مال گيرنده مال مورد انتقال ... ظروف و مال التجاره مى ... اسب کنار مال بند اشغال مال بازار مال فروشان تقسيم مال کسى که بى ... تير مال بند درشکه و غيره جاده مال رو حرص و آز براى به دست آوردن مال حق تصرف مال يا ملکى تا ... خريدار مال دزدى خشت مال زير پا لگد مال کردن زير پالگد مال شده سينه مال رفت سينه مال رفتن سينه مال رونده شن مال يا ريگ مال کردن ضبط مال ديگرى فاقد حس بينش و مال انديشى فروش مال التجاره حريق زده لته مال لجن مال واژه هاى شامل مال ـ (65) : 1 , 2 , 3