@مالت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مالت اهل مالت بحالت مالت درآوردن تب مالت جزيره مالت خيسانده ى مالت مالت زدن مالت ساز مشروب مالت ... آبجو که با مالت تخمير مى شود ... و آب و مالت و ماده مخمر