@مالش@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مالش ... اصطکاک و مالش روشن مى ... به وسيله مالش پاک کردن ... به وسيله مالش استخوان و ... روغن مالش عمل تيز کردن به وسيله مالش مالش دادن مالش سريع بدن مالش مختصر معالجه با مالش نرمى حاصله در اثر سايس يا مالش ... الکتريک به وسيله مالش آب يا بخار