@مالى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مالى پماد مالى پيه مالى کردن گل مالى کردن گل مالى شده ... جنس يا مالى به عنوانش ... کسى که مالى را از ديگرى ... کسى که موم مالى مى کند کمک مالى ... و نمائات مالى استفاده کردن استعانت مالى استقلال مالى به زور مالى را از مالک گرفتن تدهين يا روغن مالى کردن ... المده اعم از مالى و اعتبارى در کارهاى مالى داخل شدن دست مالى دست مالى کردن روغن مالى روغن مالى کردن لگد مالى لجن مالى ماست مالى ماست مالى کردن ماشين نم مالى مامور مالى واژه هاى شامل مالى ـ (30) : 1 , 2