@ماليات@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماليات اضافه ماليات بخشوده از ماليات تشخيص و تعيين ماليات تعلق واقعى ماليات تعيين ماليات جريمه يا ماليات دسته جمعى فرار از پرداخت ماليات ماليات پانزده ساله املاک ماليات پذير ماليات پرداز ماليات پنج يک ماليات گرفتن از ماليات کالاهاى داخلى ماليات انفرادى ماليات بر ارث ماليات بر در آمد انفرادى ماليات بر درآمد ماليات بر سرمايه ماليات بر عايدات ماليات بر فروش کالا ماليات بر هر فرد ماليات بردار ماليات بستن ماليات بستن بر ماليات بستنى واژه هاى شامل ماليات ـ (47) : 1 , 2