@ماليات@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماليات ماليات بندى ماليات ثابت سرانه ماليات دهنده ماليات زياد بستن ماليات سنگين بستن بر ماليات عوارض ماليات غير مستقيم ماليات غيرمستقيم ماليات مستقيم ماليات وصول کن ماليات ياحقى که پس ... ... ماه بابت ماليات ساليانه از ... مامور اخذ ماليات مامور وصول ماليات ... جمعى افراد ماليات پرداز يک ... مشمول ماليات مشمول ماليات تصاعدى معاف از ماليات نرخ اضافى ماليات اضافى وصول ماليات وضع کننده ماليات وضع ماليات واژه هاى شامل ماليات ـ (47) : 1 , 2