@ماليدن@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماليدن پوزه به خاک ماليدن گچ ماليدن گرد ماليدن به صورت گرد درآوردن گليز ماليدن گليسرين ماليدن ... کردن و ماليدن مرهم روى ... کره ماليدن روى بينى ماليدن به حنا ماليدن روغن ماليدن سرخاب ماليدن قير ماليدن به ماليدن به