@مانند@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند پر مانند پرتگاه مانند پستان گاو و مانند آن پستان مانند پسر مانند ... لحاف و مانند آن بريزند پودر مانند پوست مانند پوسته مانند پوشش سپر مانند جانوران پى مانند پيپ مانند پير مانند پيل مانند پيه مانند چاک مانند چربى مانند چرخش فرفره مانند توپ بازى چرم مانند چسب مانند چنگال مانند چوگان مانند ... پيچند و مانند جارو به ... چيز شبکه مانند چينى مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15