@مانند@10
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند صداى صاعقه مانند صفحه مانند صمغ مانند طبقه مانند طرح نى مانند طفل مانند طلق مانند عضو کيسه مانند جانور عضو سرکج يا قلاب مانند عضو يا قسمت قبضه مانند علف مانند عمل کننده مانند دستگاه عصبى ... غار مانند غده مانند غليظ و شيره مانند غول مانند فرج مانند فرنى و حريره و مانند آن فرو رفتگى ناف مانند فسيل مانند فلانل مانند فلز مانند فلس مانند فيلم مانند قارچ مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15