@مانند@11
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند قاطر مانند قرص مانند قلاب مانند قلع مانند قوس مانند قيف مانند لاستيک مانند لاشخور مانند لاشه مانند لب مانند لوله مانند ليف مانند ... پروتئينى رشته مانند و غير ... ماده مانند مار مانند مانند پر ريز مانند گلچين مانند کاسه زانو مانند کاسه سنگ پشت مانند کردن مانند کردنى مانند کره زمين مانند کشيش يا کاهن مانند کودک رفتار کردن مانند کورها واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15