@مانند@12
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند مانند آب مواج شدن مانند آبجو مانند آروغ بيرون آوردن مانند آميب مانند آن مانند ابرهاى متراکم مانند افعى مانند باد خاورى مانند بال مانند بخار مانند بوته مانند بودن مانند جانور سياه گوش مانند جلبک دريايى مانند جلبک هاى شلاقى مانند جن يا پرى مانند حرف س تلفظ کردن مانند خاک رس مانند دال مانند دايى مانند درخت مانند دندان مانند رگ مانند رگه چوب مانند رئيسه رفتار کردن واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15