@مانند@13
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند مانند سر مانند سرب مانند سلول مانند شعاع مانند صرع مانند فواره جارى کردن مانند فولاد محکم کردن مانند قلم يا گوه مانند لرد رفتار کردن مانند مخروط وارونه مانند مغز استخوان مانند مغز نان مانند مه مانند موش جويدن مانند موم مانند هنرپيشه و هنرمند مانند ورزشکار مانند يا مشابه بودن ماهى مانند ... گرفتن و مانند دسته شمشير مخمر مانند مرجان مانند مرد مانند مرغى مانند مرغ طوفان مهره مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15