@مانند@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند ژله مانند کردن گچ مانند گار مانند گاو مانند گربه مانند گرد مانند گل بيدمشک و مانند آن گل مانند گنبد مانند گودال مانند گوه مانند گوهر مانند گوى مانند گويچه مانند گياه بوريا مانند گياه مانند کائوچو مانند کابوس مانند کاشتن مرکبات مانند ليمو و ... کرم مانند کره مانند کف مانند کفش پاک کن و مانند آن کلاغ مانند کلاله مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15