@مانند@4
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند انگور مانند ايجاد موج و شيار کرم مانند باد گرم و گردباد مانند باد مانند باشلق مانند بال مانند بخار مانند بذر مانند برگ مانند برآمدگى زگيل مانند برآمدگى مانند برنج مانند بز مانند بشقاب مانند ... کشاورزى يا معدن و مانند آن ... ريز و پودر مانند در آوردن ... هاى برنج مانند درآوردن بوته مانند بى مانند بيد مانند بيشه مانند بيضه مانند تاج مانند تار مانند تاقچه مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15