@مانند@5
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند ترکه مانند ترکيبى مانند فلز برنج ترازو مانند تزيينات صدف مانند ... غير نشاسته مانند پرتئين و ... توت مانند تور ظريف سيم مانند تور مانند تور مانند يا مشبک کردن توله سگ مانند تير مانند جاز مانند ... داراى مو هاى کرک مانند ... همه چيز خوار مانند خوک و اسب ... جانوس مانند جاى دوزخ مانند و وحشتناک ... قمار روى سهام و مانند آن جسم گلوله مانند جسم خمير مانند جعبه مانند جغد مانند جليقه مانند جن مانند جناح مانند جيوه مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15