@مانند@8
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مانند روح مانند رود مانند رويش زگيل مانند ريگ مانند ريشه مانند ريه مانند زگيل مانند زائده پر مانند خار زائده بال مانند زبان مانند زردک مانند زمين پيمايى و مانند آن زن مانند زنگ مانند زنبق مانند زندگى مانند ... آلات بدلى مانند منجوق و ... سپر مانند سگ مانند ساختمان بزرگ مانند کليسا ساختمان فلس مانند ساقه پياز مانند گياه ساقه هاى زير زمينى ريشه مانند سايه مانند سبز مانند واژه هاى شامل مانند ـ (352) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9 , 10 , 11 , 12 , 13 , 14 , 15