@ماهى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماهى پره ماهى پره ى شناى ماهى پرورش ماهى پشت بام گرده ماهى گاو ماهى گراز ماهى گربه ماهى گرده ماهى گره ماهى گيرى گوساله ماهى گوش ماهى گوشک ماهى گوشت اردک ماهى گوشت ماهى کرجى بارى يا ماهى گيرى کرجى ماهى گيرى کله ماهى کوسه ماهى کوسه ماهى اروپايى کوسه ماهى باريک سر اقيانوس کوسه ماهى خطرناک اقيانوس کوسه ماهى درنده کوسه ماهى درنده سواحل ... کوفته گوشت يا ماهى که با خمير ... کيسه ماهى گيرى واژه هاى شامل ماهى ـ (219) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9