@ماهى@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماهى کيسه هواى ماهى مثانه هوايى ... زده و گوشت ماهى را در آن ... آزاد ماهى دودى ... دود دادن ماهى و امثال ... اردک ماهى اردک ماهى چشم سفيد آمريکا اردک ماهى کوچک اره ماهى استخوان شاه ماهى انواع مختلف اردک ماهى بچه سگ ماهى با تور کيسه اى ماهى گرفتن با تور ماهى گرفتن با دست ماهى گرفتن با زوبين ماهى گرفتن با قلاب ماهى گرفتن با نيزه خاردار ماهى گرفتن بال ماهى باله دم ماهى باله فرعى ماهى بندى که ماهى را در رودخانه ... تخم ماهى تخم ماهى نر تزيين با چوب و گوش ماهى تغذيه کننده از ماهى واژه هاى شامل ماهى ـ (219) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}