@ماهى@5

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماهى ماهى پهن ماهى پهن چهارگوش خاردار ماهى پهن خوراکى ماهى پيچ ماهى چسبنده ماهى چهار گوش ماهى چهار گوش عمق ... ماهى گرفتن ماهى گول ماهى گول آب شيرين اروپا و آسيا ماهى گول بچه زا ماهى گيتار ماهى گير ماهى گيرى ماهى کنسرو ماهى کوچک آب شيرين از جنس کپور ماهى کول ماهى کولى ماهى آبنوس ماهى آبنوس قسمت هاى ... ماهى آبنوس يا کپور گرمسيرى ماهى آزاد ماهى آزاد کاليفرنيا ماهى آزاد شمال آمريکا ماهى آزاد نر واژه هاى شامل ماهى ـ (219) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}