@ماهى@8

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماهى ماهى ميگو ماهى نرم باله خوراکى اروپايى ماهى نمک زده و خشک شده ماهى وار ماهى يکبار ماهى يا لاک پشت پير ماهى يونس ماهيان وابسته به ماهى قزل آلا مثل فلس ماهى روى هم چيدن مثل ماهى محل تخم ريزى ماهى ... دادن گوشت ماهى و پوست ... محل ماهى گيرى ... مخلوق نيمه ماهى و نيمه ... ... و نصف ديگرش ماهى بوده ... شيرينى که از ماهى خورد کرده و ... نخ قلاب ماهى گيرى نوعى کوسه ماهى نوعى ريسمان ماهى گيرى نوعى ماهى نوعى ماهى پهن نوعى ماهى پهن برقى نوعى ماهى پهن بزرگ نوعى ماهى که آرواره هايى ... نوعى ماهى کوسه واژه هاى شامل ماهى ـ (219) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6 , 7 , 8 , 9
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}