@ماوراء@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه ماوراء ... بر فراز و ماوراء و خارج از ... کمى حاجب ماوراء آن طرف ماوراء ... ارتفاعات زياد ماوراء جو اشعه ى ماوراء بنفش بسامد ماوراء زياد حايل ماوراء ... غير مريى ماوراء بنفش که ... دانشمند علوم ماوراء طبيعى عبور از ماوراء چيزى فضاى ماوراء جو فلسفه ماوراء الطبيعه فلسفه ماوراء طبيعه ماوراء پوستى ماوراء کوهستانى ماوراء اعداد محدود ماوراء الصوت ماوراء الطبيعه ماوراء طبيعى ماوراء عالم حواس ماوراء محسوسات مبحث علوم ماوراء طبيعى مترشحه از غدد ماوراء درقى متعلق به ماوراء بحار متعلق به ماوراء درياها واژه هاى شامل ماوراء ـ (28) : 1 , 2