@مبادرت@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مبادرت اقدام يا مبادرت کردن به با تهور مبادرت کردن به کارى مبادرت کردن ... شرکت هاى ديگر مبادرت کند مبادرت کردن مبادرت کردن به مبادرت کننده به خود کشى مبادرت به کار دليرانه کردن مبادرت به کارى کردن