@مبارزه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مبارزه چاقوى مخصوص مبارزه دست به يقه به مبارزه طلبيدن در گود مبارزه قرار دادن دعوت به مبارزه مبارزه ژاپنى با استفاده ... مبارزه کردن مبارزه کردن با مبارزه انتخاباتى مبارزه طلبى مبارزه ى نهايى مبارزه ى نهايى ميان ... ميدان مبارزه نيزه بازان ...