@مبتلا@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مبتلا مبتلا به ذات الجنب مبتلا به سوء هاضمه و ضعف مبتلا به طاعون کننده مبتلا به فراموشى مبتلا به فلج تشنجى مبتلا به قانقاريا مبتلا به مرض جگر مبتلا به مرض دوربينى مبتلا به مرض سل مبتلا به مرض صرع مبتلا به مرض لوسمى مبتلا به مننژيت مبتلا به هموفيلى مبتلا به واريس مبتلا به يرقان ابيض مبتلا به يرقان سفيد مبتلا و دچار کردن مبتلا يا وابسته به مرض قند مريض مبتلا به ناراحتى ... واژه هاى شامل مبتلا ـ (44) : 1 , 2