@مبنى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مبنى حاکميت ملى مبنى بر استقلال ... ... فرضيه اى که مبنى بر تجربه و ... ... خارجى آمريکا مبنى بر مخالفت ... مبنى بر پيشگويى مبنى بر چند نظريه مبنى بر استقلال تکى مبنى بر انتخاب مبنى بر بازجويى زياد مبنى بر بت شکنى يا ... مبنى بر بى اطلاعى مبنى بر تاريخ مبنى بر تبديل يا مبادله مبنى بر تجربه مبنى بر تفسير مبنى بر حقيقت امر مبنى بر خودپرستى يا خودبينى مبنى بر درک يا انتقال مستقيم مبنى بر رباخوارى مبنى بر رسيدگى مبنى بر رضايت طرفين مبنى بر رعايت آيين و مراسم دينى مبنى بر سبب مبنى بر سرمايه دارى مبنى بر شرکت يا معاشرت مبنى بر طبيعت بازى واژه هاى شامل مبنى ـ (38) : 1 , 2