@مبنى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مبنى حاکميت ملى مبنى بر استقلال ... ... فرضيه اى که مبنى بر تجربه و ... ... خارجى آمريکا مبنى بر مخالفت ... مبنى بر پيشگويى مبنى بر چند نظريه مبنى بر استقلال تکى مبنى بر انتخاب مبنى بر بازجويى زياد مبنى بر بت شکنى يا ... مبنى بر بى اطلاعى مبنى بر تاريخ مبنى بر تبديل يا مبادله مبنى بر تجربه مبنى بر تفسير مبنى بر حقيقت امر مبنى بر خودپرستى يا خودبينى مبنى بر درک يا انتقال مستقيم مبنى بر رباخوارى مبنى بر رسيدگى مبنى بر رضايت طرفين مبنى بر رعايت آيين و مراسم دينى مبنى بر سبب مبنى بر سرمايه دارى مبنى بر شرکت يا معاشرت مبنى بر طبيعت بازى واژه هاى شامل مبنى ـ (38) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}