@مبنى@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مبنى مبنى بر عقايد نظرى مبنى بر قاعده مبنى بر قدردانى مبنى بر لذات جسمانى مبنى بر مدرک يا سند مبنى بر منظور مبنى بر هرزگى مبنى بر يک فلز مبنى براصول خودپرستى ... مبنى برخوش طبعى مبنى بردسته بندى يا توطئه مشاهده اى مبنى بر مشاهده ... يونان و رم مبنى بر انسانيت واژه هاى شامل مبنى ـ (38) : 1 , 2