@متبلور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متبلور تشکيل شده يا متبلور شده در زير ... سنگ معدنى رنگارنگ متبلور غير متبلور قند متبلور و غير قابل تخمير ماده کتونى متبلور و بى رنگ ماده شيميايى بيرنگ و متبلور ماده متبلور باکترى کش متبلور کردن متبلور شدن نيمه متبلور هيدروکاربن سفيد و متبلور