@متجانس@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متجانس ... شبيه به هم و متجانس داراى فکر متجانس صداى غير متجانس غير متجانس غير متجانس با محيط متجانس شدنى مشابه يا متجانس هر کار ناجور و غير متجانس ... يک ريشه يا مبدا متجانس ... مشابه و متجانس در گياه