@متخصص@2
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متخصص متخصص بهداشت متخصص بيمارى هاى استخوان متخصص بيمارى هاى زنان متخصص بيمارى هاى معده و روده متخصص تزيين باغ و ... متخصص تشخيص مرض متخصص تطبيق روايات متخصص تفسير و شرح متون متخصص توپخانه متخصص جرم شناسى متخصص حقوق و قوانين ... متخصص خزنده شناسى متخصص دارو هاى درونى متخصص در آثار هنرى متخصص در تاريخ و هنر ... متخصص در تفسير مکاشفات يوحنا متخصص در خلبانى و هدايت هواپيما متخصص در زبان و تاريخ ... متخصص در علم حرکت گاز و هوا متخصص در علم علل طبيعى آتشفشان متخصص درمان شناسى متخصص درمان و حفاظت پاها متخصص دستور زبان متخصص دندان کشى متخصص ذوب فلزات واژه هاى شامل متخصص ـ (78) : 1 , 2 , 3 , 4