@متخصص@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متخصص متخصص زايمان متخصص زبان شناسى متخصص زبان يا فرهنگ آمريکايى متخصص زهر شناسى متخصص سفالگرى متخصص شدن متخصص شناسايى انواع باکتريها متخصص شيمى حياتى و آلى متخصص علم الاساطير متخصص علم تشريح متخصص علم شنوايى متخصص علم مساحى متخصص علم ناخوشى هاى زنانه متخصص علوم نظرى متخصص غذاى لذيذ متخصص فرهنگ يونان متخصص فن احصائيه متخصص فن لشکر کشى و تدابير جنگى متخصص فنون جنگى متخصص فنى متخصص فيزيک نجومى متخصص مالى متخصص مد متخصص ميوه متخصص نور در تلويزيون و تئاتر واژه هاى شامل متخصص ـ (78) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}