@متداول@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متداول ... استاندارد يا ميزان متداول به طور مشهور يا متداول ... و روايات متداول بر روايات ... رسم متداول روايت متداول سبک متداول غير متداول قواعد متداول و مرسوم ... متداول شدن مشهور و متداول کننده ميزان انحراف متداول