@متر@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متر کسى که در متر کردن مهارت دارد با متر اندازه گيرى کردن ده متر ده متر مکعب ده هزار متر ده هزار متر مربع راديو متر سانتى متر صد متر متر مخصوص اندازه گيرى ... آن واحد طول متر و واحد وزن ... ميليونيم متر نوار متر هزار متر هم متر ... يک سانتى متر بر مجذور ... ولت متر يک سانتى متر مکعب يک متر مکعب يک هزارم متر