@مترشحه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مترشحه ... مطالعه غدد مترشحه داخلى غده مترشحه غده مترشحه داخلى غده ى مترشحه ى خارجى ماده ى مترشحه مايع مترشحه از غدد بزاقى مترشحه از غدد ماوراء درقى مواد مترشحه