@متصدى@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متصدى پيشانه متصدى آشپز متصدى سرد خانه بى متصدى رئيس يا متصدى کشتى که ... فرمان متصدى متصدى چيدن علف هرزه متصدى گرم کردن متصدى کاتالوگ متصدى کفن و دفن متصدى آسانسور متصدى اخذ راى يا مراجعه ... متصدى اعلانات متصدى امضاء احکام متصدى امور خانوادگى متصدى بار متصدى باغ ميوه متصدى بايگانى متصدى ترمز ماشين و ترن و غيره متصدى تشخيص و تعيين ... متصدى تفريحات يا معرف نطاق جلسه متصدى جانوران شکارى متصدى حفاظت ظروف مقدسه کليسا متصدى حمل و نقل متصدى دريافت متصدى دستگاه ضبط سخنرانى واژه هاى شامل متصدى ـ (43) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}