@متعصب@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متعصب پارتيزان يا متعصب سياسى يا ... پيرو متعصب پيرو متعصب دين آدم متعصب و سخت گير آدم متعصب يا هواخواه خيلى متعصب شخص متعصب متعصب کردن متعصب و سرسخت ميهن پرست متعصب