@متعهد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متعهد داوطلبانى که متعهد بودند به ... ضامن و متعهد غير متعهد غير متعهد نشده متعهد کرد متعهد کردن متعهد به انجام امرى نمودن متعهد شدن متعهد و ملتزم کردن متعهد و ملزم ساختن