@متغير@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متغير تخيلات پى در پى و متغير تصاوير متغير تلالوء متغير داراى اخلاق متغير و تند ... داراى دوحالت متغير و جدا از هم داراى رنگ هاى متغير داراى رنگ و درخشندگى متغير داراى سه متغير داراى ضريب متغير درخشندگى متغير ... تنظيم جريان هاى متغير برق ... عکاسى داراى کانون متغير غير متغير متغير کردن متغير انجمنى متغير بولى متغير خارجى متغير دودويى متغير راه گزينى متغير سراسرى متغير محلى متغير منطقى متغير نشانى متغير و دستخوش تغيير و تبديل معادله متغير مشتق چيزى واژه هاى شامل متغير ـ (26) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}