@متقاطع@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متقاطع آتشبار متقاطع برش متقاطع به طور متقاطع به طور متقاطع هاشور زدن ... دو استخوان متقاطع در زير ... جدول کلمات متقاطع جريان متقاطع خط متقاطع درهم متقاطع کردن متقاطع به طور خودبخود