@متلاشى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متلاشى پاره پاره و متلاشى کردن خرد و متلاشى شدن قطعات متلاشى متلاشى کردن متلاشى شدن متلاشى شدن و کردن متلاشى شدن يا کردن ... بايد قطعات متلاشى و مختلف ...