@متمايل@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متمايل آبى متمايل به سياه ... يا مرکز نفوذ متمايل شدن به يک طرف متمايل کردن خميده بهجلو يا متمايل به بالا رنگ آبى متمايل به سبز رنگ ارغوانى متمايل به زرد کمرنگ متمايل کردن متمايل بجنوب متمايل بدويدن متمايل به متمايل به پايين متمايل به پوست متمايل به چاق متمايل به گيجى متمايل به توسعه متمايل به خاکسترى متمايل به درازى متمايل به رقص متمايل به رنگ ارغوانى متمايل به رياست مابى متمايل به سبز متمايل به طرف راس متمايل به طرف راست متمايل به طرف سر متمايل به طرف محور واژه هاى شامل متمايل ـ (33) : 1 , 2
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}