@متمم@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متمم خود متمم دريچه متمم ساز متمم گرفتن متمم گيرى متمم اسم متمم بودن متمم جيب متمم سند يا نوشته متمم لگاريتم متمم مبنايى متمم نسبت به يک متمم واقعى متمم وصيت نامه