@متوسط@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متوسط پيراهن زنانه با دامن متوسط کانگوروى متوسط القامه گردن قرمز کوتاه تر از مقدار متوسط اجناس مختلف از درجه متوسط انحراف متوسط اندازه متوسط بسامد متوسط بمقدار متوسط بميزان متوسط ... داراى گرماى متوسط ساليانه مساوى ... داراى اندازه متوسط در مقياس متوسط رنگ آبى متوسط رنگ متوسط زير حد متوسط سگ پاسبان آلمانى متوسط الجثه ... داراى اندازه ى متوسط و به رنگ ... سن متوسط طبقه متوسط طبقه متوسط اجتماع عضوطبقه متوسط جامعه عمر متوسط مجتمع سازى در مقياس متوسط مدت متوسط جستجو ... انحراف از ميزان متوسط