@متوسط@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متوسط پيراهن زنانه با دامن متوسط کانگوروى متوسط القامه گردن قرمز کوتاه تر از مقدار متوسط اجناس مختلف از درجه متوسط انحراف متوسط اندازه متوسط بسامد متوسط بمقدار متوسط بميزان متوسط ... داراى گرماى متوسط ساليانه مساوى ... داراى اندازه متوسط در مقياس متوسط رنگ آبى متوسط رنگ متوسط زير حد متوسط سگ پاسبان آلمانى متوسط الجثه ... داراى اندازه ى متوسط و به رنگ ... سن متوسط طبقه متوسط طبقه متوسط اجتماع عضوطبقه متوسط جامعه عمر متوسط مجتمع سازى در مقياس متوسط مدت متوسط جستجو ... انحراف از ميزان متوسط
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}