@متکى@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه متکى به يکديگر متکى بودن متکى بر متکى برکشش طناب يا کابل متکى برحقوق مشترک متکى به متکى به کلمه قبلى متکى به خود متکى بودن به متکى شدن متکى شدن بر متکى يا مربوط به ما متکى يا موکول به يکديگر