@مثل@2

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مثل ... و شوخى مثل روز سيزدهم ... صداى بلند مثل سرفه ... خوردن اشيايى مثل بشقاب عنوانى مثل آقا عيناً مثل هم ... و بى صبرى مثل عجب و واه ... فرياد خوش آمد مثل هالو و چطورى ... لبه کنگره يى مثل تمبر پست لغت رو مثل سياه رو يا سبزه رو لوازم رختخواب مثل ملافه و ... ... خاصيت قليايى مثل سودمحرق مثل پرده صماخ مثل پسرها مثل پشم مثل پلاسما مثل پورپوس شنا کردن مثل پى شدن مثل پيشى مثل چنگال شدن مثل ژله شدن مثل گاو مثل گاو نر رفتار کردن مثل گفتن مثل گل سنبل مثل گوسفند صدا کردن واژه هاى شامل مثل ـ (126) : 1 , 2 , 3 , 4 , 5 , 6
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}