@مجاور@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجاور کاملاً نزديک و مجاور چيزى ... سياسى نواحى مجاور اين ناحيه ابنيه و ساختمان هاى مجاور مزرعه ... مثلث هاى مجاور هم جهت ... زمين مجاور مجاور بودن مجاور مرزى مجاور مقعد محل يا شخصى که مجاور قلعه باشد ... مهمانخانه اى که مجاور آب معدنى ساخته ...