@مجدد@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجدد پرداخت مجدد پيشرفت مجدد چاپ مجدد گرايش مجدد کسب مجدد آزمايش مجدد اجرا يا نمايش مجدد ارسال مجدد ازدواج مجدد استقرار مجدد اطمينان مجدد اعاده مجدد ... به ظهور مجدد هزار ساله ... امتحان مجدد دادن انتشار مجدد انجماد مجدد اهدا مجدد بخش کردن مجدد برنامه قابل استفاده مجدد بها گذارى مجدد بيان مجدد بيمه مجدد تبديل مجدد پول تربيت مجدد ترجمه مجدد واژه هاى شامل مجدد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4