@مجدد@3
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجدد شمارش مجدد طراحى مجدد کردن طغيان مجدد ظهور مجدد ... سرمايه گذارى مجدد کنار گذاردن عفونت مجدد غنچه آورى مجدد فروس مجدد فعاليت مجدد قابل استفاده مجدد قابل توليد مجدد قابل فروش مجدد قابليت ساخت يا توليد مجدد قسمت کردن مجدد مکيدن مجدد مالکيت مجدد يافتن محاکمه مجدد مخابره مجدد مذاکره مجدد مصرف مجدد آشغال و زايد هر چيز مقابله مجدد ملاقات مجدد ... و مذاکره مجدد قرار دادن نمايش مجدد فيلم نيروى مجدد دادن واژه هاى شامل مجدد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4