@مجدد@3

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجدد شمارش مجدد طراحى مجدد کردن طغيان مجدد ظهور مجدد ... سرمايه گذارى مجدد کنار گذاردن عفونت مجدد غنچه آورى مجدد فروس مجدد فعاليت مجدد قابل استفاده مجدد قابل توليد مجدد قابل فروش مجدد قابليت ساخت يا توليد مجدد قسمت کردن مجدد مکيدن مجدد مالکيت مجدد يافتن محاکمه مجدد مخابره مجدد مذاکره مجدد مصرف مجدد آشغال و زايد هر چيز مقابله مجدد ملاقات مجدد ... و مذاکره مجدد قرار دادن نمايش مجدد فيلم نيروى مجدد دادن واژه هاى شامل مجدد ـ (77) : 1 , 2 , 3 , 4
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}