@مجلس@1

زبان مبدأ: فارسی

معنی فارسی

  1. واژه‌نامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجلس ... نماينده ى مجلس نسبت به ... ... پيشرفت کار مجلس مى اندازد ... که قانونگذارى مجلس را با ... کشيش شاغل و مسئول مجلس روحانى ... برنامه کار يک مجلس يا مجمع ... پادشاه و رئيس مجلس اعيان مى باشد داراى دو مجلس مقننه داراى يک مجلس مقننه رئيس مجلس شورا رهبر فراکسيون هاى مجلس ... وکيل به مجلس بفرستد يا ... صورت مجلس طرح نخستين لايحه قانونى در مجلس ... کنگره يا مجلس قانون گذارى ... عضو مجلس عضو مجلس اعيان عضو مجلس سنا عضو مجلس قانونگذارى مجلس پذيرايى مجلس چاى و رقص عصرانه مجلس آواز مجلس اعيان مجلس انس مجلس انس پر سر و صدا مجلس انس و رقص واژه هاى شامل مجلس ـ (66) : 1 , 2 , 3
{{ err }}

{{ metaLine || "واژه‌نامه فارسی‌طور و دیکشنری اروپایی" }}

یک حرف از الفبا را بزنید یا واژه را جستجو کنید.

واژه‌ای در این بخش پیدا نشد.

ترجمه به انگلیسی از دیکشنری‌های بارگذاری‌شده

{{ entry.headword }}

/{{ entry.ipa }}/

{{ entryLat ? "ترجمه به فارسی" : "معنی فارسی" }}

  1. {{ sn.pos }}
    ویژه
    {{ sn.n }}.{{ sn.gloss }}

    {{ sn.example }}

{{ entry.etymology }}

ترجمه به انگلیسی

ترجمه به فرانسه

تعاریف ویکی‌واژه CC BY-SA است؛ موارد «واژه‌نامه» مال حساب شماست مگر عمومی منتشر شود.

کاربران

سطح عمومی، ویژه، ویرایشگر، مدیر. نقش ارشد عوض نمی‌شود.

  • {{ u.name || u.mobile }} {{ u.mobile }}
    ارشد

واژه‌نامه من

فهرست واژگان را به حساب خودتان بچسبانید. عضو عمومی فقط فهرست خصوصی دارد.

جداکننده: تب، = یا |. ستون سوم تب‌دار یادداشت است. خط‌هایی که با # شروع شوند نادیده گرفته می‌شوند.

{{ gMsg }}

  • {{ g.name }} {{ g.lang }} · {{ g.term_count }} واژه · {{ g.visibility }}