@مجموعه@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجموعه پاره مجموعه حاصلضرب مجموعه ها دسته يا مجموعه کوچک الياف زير مجموعه مجموعه پستى مجموعه پوچ مجموعه گياهان خشک گياه دان مجموعه کارمندان يک اداره مجموعه کتب مجموعه آلت مادگى گل مجموعه اشخاص مجموعه اشعار محتوى افسانه ... مجموعه اشيا مجموعه اصطلاحات مجموعه اطلاعات مجموعه اى از گلها مجموعه اى از عقايد علمى و مدون مجموعه اى از مطالب گوناگون مجموعه اى از نوشتجات مجموعه تئوريها و فرضيه ... مجموعه تهى مجموعه تيريا دکل هاى کشتى مجموعه جهانى مجموعه جواهرات مجموعه حقوق کيفرى واژه هاى شامل مجموعه ـ (48) : 1 , 2