@مجهول@1
زبان مبدأ: فارسی
معنی فارسی
- واژهنامه · MHM Persian-English Dictionary بازگشت به واژه مجهول پرتو مجهول ... درجه نفوذ اشعه مجهول اشعه مجهول به وسيله اشعه مجهول معالجه کردن تشعشع اشعه مجهول در ظاهر مجهول و در باطن معلوم درجه نفوذ اشعه مجهول درمان با اشعه مجهول ... معاينه به وسيله اشعه مجهول ... از اشعه مجهول امراض را ... ... لوله ى اشعه ى مجهول عکس بردارى از مغز با اشعه مجهول ... وسيله تابش اشعه مجهول عکسبردارى به وسيله اشعه مجهول ... تابش اشعه مجهول درست شده ... ... عکسبردارى با اشعه مجهول مجهول الهويه معاينه به وسيله اشعه مجهول نفوذ پذيرى اشعه مجهول ... المللى تشعشع اشعه مجهول وجه وصفى مجهول